ملاقات شرعی!
پنجشنبه, آذر ۷م, ۱۳۸۷ 3,886 نمایشچند شب پیش یه نفر اومد داروخونه
(
همینجا داخل پرانتز یه چیزی بگم، من معمولا با سوال کنندگان خیلی خوب برخورد می کنم، و اصلا انتظار حق مشاوره یا هرچی ندارم، حتی اگر سوال کننده در بدترین و شلوغترین مواقع هم بیاد، تا کاملا مجاب نشه رهاش نمی کنم، حتی شده با زنگ زدن و پرسیدن از دوستان دیگه. چون واقعیت اینه که در مورد نسخ کار زیادی از ما بر نمی آد و حداکثر توضیحات بیشتر می تونیم بدیم. اما تنها مرجع معتبر رایگان برای سوالات، فعلا ما داروسازان هستیم، پزشکان که خوب شغلشون اینه، اگر بخوان ویزیت نگیرن که…، آزمایشگاهی ها هم که عمرا بشه بهشون دسترسی پیدا کرد. دندان پزشکان هم که نمی دانند… توصیه های ماما و پرستارها هم در اکثر موارد آفسایده… اگر ما هم بخواهیم قضیه رو پولی کنیم خیلی از مردم ترجیح میدن بر طبق گفته های عمه و خاله عمل کنند (که در حال حاضر هم میکنند) و این اصلا مطلوب نیست. شاید بشه گفت حق فنی نسخ یه شارژیست که مردم برای رایگان ماندن این خدمات می دهند…
)
و گفت آقا “قرص ملاقات شرعی” دارید؟ من وقتی کلماتی مثل شرع و زیارت (ملاقات در این مورد) به گوشم می خوره، سریع ذهنم میره دنبال ال دی و سیپروترون و استروژن و امثالهم… اما این بار ظاهرا قضیه فرق داشت، معمولا کسی نمیگه آقا ما میخوایم بریم ملاقات میخوایم چیز نشیم! مخصوصا این که طرف مرد بود و قیافش هم نمی خورد خیلی اهل زیارت باشه! پرسیدم این ملاقات شرعی یعنی چی؟ طرف یک مقدار مِن مِن کرد، خلاصه با روشهای فنی و پلیسی (دیدین تو صفحه حوادث روزنامه مینویسه متهم ابتدا انکار نمود ولی با روشهای فنی و پلیسی(!) لب به اعتراف گشود!) زبونش باز شد و فرمود:
یکی از دوستان (یکوقت فکر نکنید خودش بوده ها!) مدتی زندانی بوده؛ در زندان، برای افرادی که مرخصی ندارند، ماهی ۲ ساعت اجازه می دهند که زنهایشان بیایند و در یک اتاق خصوصی مهمان ایشان باشند!! و به این ملاقات ملاقات شرعی می گویند! یک ساعت قبل از ملاقات قرصی به برادران زندانی می دهند که جلوی اهل و عیال شرمنده نشوند! (دونقطه پی)
تادالافیل ۲۰ دادیم خدمتشان که از آن هم بهتر باشد…
نکته: ما همیشه برایمان سوال بود که زندانی های بیچاره در مدت محکومیت چه می کنند که بحمدالله این سوال بچه هم بی جواب نماند! (دونقطه پی ایضا)
———————————————————————-
قاصدک هان! چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری، باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب
قاصدک هان! ولی … آخر … ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، ای! کجا رفتی؟ ای!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
قاصدک، با صدای استاد محمدرضا شجریان، شعر مهدی اخوان ثالث و آهنگسازی و سنتور استاد پرویز مشکاتیان
۸۷/۹/۲۵ فایل حذف شد. (حجمش یه خورده زیاده، ولی به خاطر کیفیت خوب ارزشش رو داره، مخصوصا که این آهنگ رو به علل خفیه در بازار نمیتونید پیدا کنید.)
تقدیم به علی عزیز که فکر می کنم با حال و هوای این روزاش خیلی همخوانی داره.
در مورد این آهنگ و آهنگهای ایرانی دیگری که در آینده ممکن است گذاشته بشود، چنانچه صاحب اثر و یا همکارانشون این صفحه رو میبینند و تمایل دارند که لینک برداشته شود، اعلام بفرماییند تا فورا اقدام شود. هرچند با توجه به بازدید کننده های کم این بلاگ در حال حاضر و مدت کم فعال بودن لینک ها (حداکثر چند هفته) و همچنین قرار دادن تنها یک آهنگ از آلبوم احساس می کنم از محدودهی استفاده شرافتمندانه خارج نشده باشم.