آنالیز بیماران شیفت شب

پنجشنبه, دی ۵م, ۱۳۸۷ 603 نمایش

خوب دیگه یک مقدار فشار کارهای داروسازان ایران کم شد، برسیم به بلاگ خودمون! حالا برید یک سر هم به اونجا بزنید، بد نیست. مخصوصا حالا که اکثر اشکالاتش برطرف شده و به مناسبت کریسمس به رنگ قرمز آراستیمش!
مطلبی که مدتها قبل قول داده بودم رو می خوام الان بنویسم، آنالیز بیماران شیفت شب. قبل از شروع، همین الان بگم که بیماران شیفت شب حداقل دو ـ سه هزار درصد(!) هستند! پس به صد نشدن جمع درصد ها ایراد نگیرید.
اولین و مهم ترین دسته، خانم های جوان، دم بخت، متاهل، مسن، خیلی مسن و … هستند. کلا تشخیص پیش فرض برای خانم های مراجه کننده نصفه شب، لوس فرمودن ایشانه! معمولا این افراد با علائم سکته قلبی، CVA و امثالهم در حال بسیار فجیعی وارد می شوند و بعد با یک دکستروز فرد اعلا و یک ب ـ کمپلکس و گاهی یک دگزای توپ، سالم و سر و مر و گنده به منزل باز می گردند! البته ایشان معمولا سوتی های تابلو هم دارند! مثلا دست روی نافشان می گذارند و می فرمایند: کلیه ام دارد می ترکد!! اما شایع ترین اشتباه این قبیل افراد گذاشتن دست در سمت راست سینه و فریاد قلبم گرفت است!! خلاصه اینها اینقدر تابلو هستند که یک بار نسخه پیچ عزیز زیر گوش ما گفت: بابا به این شوهرش بگید این بوس می خواد نه سرم!! درصد مراجعین: قریب به ۹۹ درصد!
نکته جالب در مورد این افراد این است که معمولا انتظار درمان بسیار سخت دارند! تا ۲-۳ تا آمپول جاندار و سرم نزنند خوب نمی شوند! مشکل دیگر هم این است که همراهی های بیمار کاملا جدی می گیرند! و می خواهند مارا به خاطر تعلل در درمان بیمار قلبی بکشند! نمی دانند که بیمارشان “قلبش” درد می کند و “قلبش” هیچ مشکلی ندارد!
دسته ی دوم، افرادی هستند که فکر می کنند، زرنگی می کنند و با مراجعه در حدود ۲ صبح، بدون معطلی در صف دارو می گیرند و می روند و البته ریسک بروز اشتباه به دلیل خواب آلودگی و کفری بودن پرسنل را به جان می خرند! درصد مراجعین: حدود ۳۰ درصد.
دسته ی سوم افرادی هستند که در گذشته معلم بوده اند! و اکنون نیاز به گفتن دیکته دارند! و چون در آن ساعت معمولا سر پزشکان درمانگاه خلوت است، و طبعا به خاطر خستگی حوصله بحث ندارند، دفتر مشقشان را می آورند تا کمی دیکته بگویند… درصد مراجعین: حدود ۳۰ درصد.
دسته ی چهارم افرادی هستند که ۴ صبح احساس می کنند پوستشان درد می کند!! و به بیمارستان می آیند تا تحت درمان، سونوگرافی، آزمایش خون و ادرار و هزار کوفت دیگر قرار بگیرند! انگار روز خدا را از ایشان گرفته اند. در همین ضمن دائم با موبایل به زری و شهین و مهین گزارش میدهند: نمی دونی چه سونویی بود مهین جون، جیگرم حال اومد!!
دسته ی دیگر، همان پنجم، برادران عزیز معتاد هستند! که بعد از یک هفته بی خوابی(!) امشب آمده اند تا خواب آوری بگیرند و بکپند. البته خرده فرمایش های دیگر هم زیاد دارند، دی‏فنوکسیلات، ترامادول و …
یک شب به یک معتاد خیلی خراب، زولپیدم دادم برای خواب آور، گفت اینو نمی شناسم، از کدوم دسته داروییه؟ من هم که کرمم عود کرده بود، گفتم: گابا ـ ای (GABA-A) آگونیسته(!) اونم در جواب گفت: پس به همون رسپتور بنزودیازپین ها وصل می شه!!! ودر میان بهت من رفت… درصد مراجعین: خیلی!
دسته ششم افرادی هستند که نصفه شب توسط عیال مربوطه بیرون انداخته شده اند که برو برایم ویتامینه مو بخر! و تا نخریده ای بر نگرد! تا به حال زیاد دیده ام افرادی که ۳-۴ صبح دنبال رنگ مو و سوهن ناخن و اینجورچیزها هستند.
در همین دسته قرار می گیرند افرادی که برای خرید پوشک، شیر خشک، شیشه، پستانک و امثالهم مراجعه می کنند با اینکه ظاهرا خرید این اقلام اورژانس به نظر می رسد، اما نیست! شیر خشک و پوشک که ناگهانی تمام نمی شوند! درصد مراجعین ۸۵ درصد.
دسته هفتم افراد مبتلا به دندان درد هستند! تعدادشان از آنچیزی که فکر کنید، خیلی بیشتر است! البته بعضی از اینها هم تقلبی هستند! اسپری لیدوکائین درمان دردشان است!! درصد مراجعین: ۵۰ درصد.
دسته هشتم، دوستان سیلدنافیلی، ترامادولی، کا.ند.ومی و… هستند. و معمولا هم وقتی با قسمت بهداشتی تعطیل است، مواجه می شوند، خیلی واضح توضیح می دهند که طرف در ماشین است و اگر ندهیم یا پولی که داده اند می پرد و یا مجبورند بروند و ایدز بگیرند!!! درصد مراجعین: صفر! (کی گفته تو مملکت ما کسی از این کارا می کنه؟)
دسته نهم، کسانی که واقعا مشکل اورژانس دارند و نیاز به رسیدگی در همان نیمه شب دارند، درصد مراجعین: یک دهم درصد…
در پایان اگر از دوستان دوستان عزیز نیمه شب کسی از قلم افتاد، عذر خواهی می کنم، اشکال از ایشان نیست، قلم ما لیز است!